تبلیغات
پسرک تنهایی - داستانی عاشقانه و خنده دار
 
پسرک تنهایی
 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ
شنبه 4 شهریور 1391 :: نویسنده : اوکالیکتوس    

اینو نخونی نصف عمرت به فنا رفته بخونش جان هر کی دوست داری بخونش




روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت را (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.

جهت عضویت در سایت کلیک کنید
لطفا ما را در گوگل حمایت
کنید


سردبیر میگه: خانوم واقعاً باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

زن روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:

بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا برای اسب سواری دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زمین انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت : "این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.

بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت: "این دومین بارته" بعد بازم راه افتادیم.

وقتی که اسب برای سومین بارهمسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگش را از کیف درآورد و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم : "چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی! دیوونه شدی؟"

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت: "این بار اولت بود"



جهت عضویت در سایت کلیک کنید
لطفا ما را در گوگل حمایت
کنید






نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اوکالیکتوس
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ >

. Online User 

 
 
با کلیک بر روی +1 ما را در گوگل محبوب کنید

ساخت کد موزیک آنلاین